مصرشناسی

تالیف و ترجمه

با عرض پوزش از خوانندگان عزیز

تصاویر وبلاگ بزودی ترمیم می شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390ساعت 19:13  توسط مهندس نائینی  | 

 

مومیایی های حیوانی

 

مصریان در روزگار باستان برای مومیایی کردن نه فقط انسانها بلکه جانوران نیز مشهور بودند، جعل این نوع مومیایی ها بعضاً برای فروش به توریستها هم در عصر باستان وهم بیشتر در اعصار بعدی رایج بود. حیوانات مومیایی شده به چهارگونه تقسیم میشوند: بعنوان غذا برای متوفا در آخرت،

حیوانات اهلی (خانگی)شخص متوفا، حیوانات آئینی و پیشکش های نذر شده. سه نوع اول در سراسر تاریخ مصر رواج داشت، نوع آخر کاملا به دوره یونانی- رومی محدود میشود. بطور کلی حیواناتی که بعنوان غذا دفن میشدند درسته نبودند بلکه تکه تکه میشدند. تا سلسله هجدهم این «مومیایی های آذوقه ای» به فرم تکه های گوشت یا پرنده کامل در تالارهای تدفینی قرار می گرفتند، گاهی درون ظروف سفالین نهاده میشدند تا متوفا بتواند در زندگی پس از مرگ از آنها بهره مند شود. از سلسله هجدهم تا بیست و یکم مومیایی های آذوقه ای شامل تکه های گوشت یا پرنده های درسته بود که با نمک و ناترون (نمک مقدس که از وادی ناترون حدود 64 کیلومتری شمال غرب قاهره آورده میشد) عمل آوری و سپس در باندهای کتانی پیچیده میشدند. این گوشتها در تابوتهای کوچک تکی از جنس چوب درخت انجیر مصری که به شکل فرم و ابعاد گوشت در می آمد قرار می گرفتند.

 

این مومیایی آذوقه ای محتوی پای یک گاو است که قبل از آنکه

 

 درون مقبره یویا و تجویی در دره پادشاهان گذاشته شود در نمک حفظ و

 

 پس از باند پیچی در تابوت قرار میگرفت.

 

برخی از این مومیایی ها قهوه ای رنگ هستند، امکان دارد که با بکارگیری صمغ خیلی داغ بر روی پوشش که بدون شک باعث پخته شدن سطح خارجی آن میشد یک ظاهر برشته شده به آنها داده باشند، درحالیکه از هجوم باکتریها نیز ممانعت بعمل می آورد. گرچه  تحقیقات نشان میداد که محتمل تر آنست که منشاء صمغ موجود بر روی مومیایی ها از قیری باشد که برای داخل قبور استفاده میشد تا اینکه خود مومیایی ها حامل آن باشند. در مصر حیوانات خانگی مومیایی شده نیز در چندین مقبره یافت شده اند، معلوم نیست  آیا این حیوانات هنگامیکه صاحبشان می مرد کشته میشدند یا  وقتی به پایان عمر طبیعی شان رسیده بودند به خاک سپرده میشدند. مطمئناً مصریها به حیوانات خانگی شان و به تصویر کشیدن آنها در مقبره هایشان و گاهی حتی بر لوح های نذری علاقه بسیاری داشتند. ایستمخب دی (سلسله 20) یک غزال اهلی یا بزکوهی داشت که با او دفن شد٬ عنخ شپنوپت( سلسله 26-25) نیز یک غزال در مقبره اش داشت، یکی از مردانی که در آبیدس بخاک سپرده شده از اینکه سگ دست آموزش مومیایی و در کتان پیچیده میشد و در کنار پایش در قبر قرار می گرفت خیلی شادمان بود. در دره پادشاهان مقبره  های kv۵۰ و kv۵۱    یافت شدند که حاوی چندین مومیایی از میمون ها، سگها و اردکها هستند. در کنج مقبره kv۵۰    یک بابون ویک سگ پیدا شد که به یکدیگر خیره شده بودند گویی آماده نبرد با یکدیگر بودند٬این «تابلو» بنظر میرسد که کار مقبره دزدان بوده باشد، اینکه این حیوانات خانگی (بابون و سگ تازی) متعلق به چه کسی بودند روشن نیست  گرچه بنظر می رسد به یک گورستان وابسته به مقبره آمنوفیس دوم تعلق دارند.

 

 

این غزال (یا شاید یک بز کوهی) متعلق به قبر ایستمخب دی است، احتمالاً

 

 حیوان محبوبی بود که پس از مردن با مالکش دفن شد.

 

 

 

سگ مومیایی شده از مقبره kv۵۰  شاید یک سگ خانگی سلطنتی.

 

 در هلیوپولیس یک گورستان پیش دودمانی وجود دارد که حاوی گیاه خواران کوچک شاید غزال ها و سگهای دست آموز است، احتمالاً یک گورستان قدیمی برای یک جانور آئینی. آئین های حیوانی در مصر در سراسر تاریخ این کشور معمول بودند و در دوران یونانی- رومی به منتها درجه از محبوبیت نائل می شوند. این آئین ها بر یک جانور بخصوص متمرکز بود در موجودی که روح خداوند سکنی می گزید و ستایش می شد به همین جهت برای بقای عمر حیوان ستایش می کردند. به مجرد مرگش حیوان مومیایی شده و حیوان دیگری که به خاطر علائم خاصش منتخب بود جایگزین قبلی میشد. عمومی ترین و با دوام ترین آئین ها، آئینهای گاونر بود که اغلب با خورشید ارتباط داشتند.

در مصر چندین آئین اینچنینی وجود داشت، اما مهمترین آنها گاو نر آپیس در ممفیس، منویس در هلیوپولیس و بوخیس در آرمانت بود. معلوم نیست این آئینها کی بوجود آمدند شاید به قدمت سلسله اول اگر نگوییم قدیمی تر، مدارکی که برای آنها موجود است اساساً مربوط به دوره حکومت جدید به بعد است. واضح نیست که آئین منویس چه موقع منقرض شد، احتمالاً در قرن چهارم بعد از میلاد همراه با دیگر آئینهای گاو نر به فراموشی سپرده می شود، آئین بوخیس تا 362 بعد از میلاد زنده ماند درحالیکه آئین گاو آپیس آخرین آنها بود که تا 398 بعد از میلاد زمانی که امپراطور هانوریس آن را قدغن  و باعث تخریب سراپیوم (مکان آئینی و تدفینی گاو) شد باقی می ماند. از گاوهای بوخیس چندین قبر سالم یافت شده است که اکثراً به دوران اخیر و یونانی- رومی تعلق دارند. قدیمی ترین قبر دست نخورده آپیس متعلق به حکومت حرمحب است، هنگامیکه تابوت مستطیلی شکل محتوی این گاو نر باز شد انتظار یک سورپریز از مومیایی می رفت، ولی تابوت تنها محتوی یک سر گاو عاری از گوشت و پوست آرمیده بر تلی از توده سیاه بود. وقتی تابوت مورد بررسی قرار گرفت معلوم شد  آن توده مجموعه ای از صمغ، استخوان های شکسته گاو و قطعاتی از ورق طلا بود که همگی در کتان مرغوب پیچیده شدند.

 

 

سراپیوم در سقاره مکان تدفینی گاوهای نر آپیس بود که بوسیله ماریت

 

 کشف شد کسی که به افتخار این واقعه جشن مفصلی را در این محل برپا کرد.

 

امعاء و احشای گاو بنظر میرسید که به ماده صمغی مجهولی آکنده باشد. از سویی حفریات در زیر کف اتاق تدفین گاو منتج به کشف دوازده کوزه سفالین نپخته و بزرگ شد که محتوی خاکسترها و استخوانهای سوخته بودند. مشابه این کوزه های ذخیره ای در تعداد اندکی از مقابر آپیس موجود بود، این مدرک نشان داده است که در طی دوره حکومت جدید دست کم بدن حیوان قبل از بخاک سپاری بوسیله فرعون و کاهنان پخته و سپس خرده میشد. میان این واقعه و سرود موسوم به «آدمخوار» از متون هرمی (نطق های 27۳-27۴) که از بلعیدن خدایان بوسیله پادشاه برای دستیابی به قدرتشان سخن می گوید یک ارتباط   به ذهن خطور میکند. ممکن است که این فرضیه در بعضی جهات حقیقت داشته باشد اما به احتمال زیاد توجیهات و دلایل دیگری برای آن وجود دارد.

 

 

این لوح پرستش گاو نر آپیس را نشان میدهد چنین لوح هایی در طاقچه های

 

 درون سراپیوم قرار می گرفتند، سلسله نوزدهم، لوور.

 

 

 

اسکلت یک گاو نر بوخیس از آرمانت این گاو بوسیله یک سری از گیره های

 

فلزی که در تخته چوبی جفت میشدند در محل خود نگه داشته میشد.

 

مطمئناً هیچ حیوان مقدس دیگری بنظر نمیرسد که توسط سرپرستان سابقش بلعیده شده باشد، گاوهای نر آپیس بعدی بطور قطع کاملاً مومیایی میشدند. پاپیروسی از سلسله بیست و ششم وجود دارد که روشی را که برای مومیایی کردن یک گاو نر آپیس استفاده شده را شرح می دهد. این روش مشابه روش دوم موجود در کتاب هرودوت است و شامل اماله ها و دوشهایی برای خروج امعاء و احشا ، کاربرد صمغ و مواد صمغ گونه برای سطوح خارجی و دستورالعمل های ویژه ای برای باند پیچی کردن گاو می شد. نمونه های گاوهای نر بوخیس مربوط به دوره اخیر در آرمانت اطلاعات بیشتری را درباره مومیایی کردن حیوانات آئینی فراهم می کند، گرچه وضعیت آسیب دیده اجساد بوسیله آب نیز خود محدودیت ایجاد می کند. این مومیایی ها با خارج کردن ارگانهای داخلی شان از طریق مخرج احتمالاً با کمک تربانتین(سقز) یا بعضی از دیگر مواد صمغی که به درون جسد تزریق میشد آماده میشدند. تا زمانیکه احشاء جانور نرم شده و بتواند برداشته شود مخرج مسدود میشد. احتمالاً حیوان قبل از باندپیچی شدن در ناترون قرار می گرفت تا کاملاً خشک شود و عموماً با گیره های فلزی به یک تخته بسته میشد تا آنرا برای عبور باندها محکم نگه دارد و سپس باندپیچی میشد. حیوانات در موقعیت یک ابوالهول خوابیده، موقعیتی غیرطبیعی برای گاوها آراسته می شدند، این کار با قطع تاندون ها و سپس رهایی پاها بدون شکستن هرگونه استخوانی صورت می گرفت. دم حیوان زیر پای راست عقبی قرار می گرفت، یک تکیه گاه زیرچانه ای چوبی  سر را نگه میداشت و حیوان بسته بندی و با یک کفن پوشیده میشد. گاوها ماسکهایی از ورق طلا برسر داشتند با دو چشم مصنوعی که به آن الحاق شده بود. برخی دیگر از آئین های حیوانی متعلق به دوره اخیر به همراه گورستانهایی از حیوانات مومیایی شده مانند مادران گاوهای بوخیس و آپیس نیز وجود دارند که هر قبر بر یک حیوان خاص تمرکز دارد. دوره اخیر و بخصوص دوره یونانی- رومی شاهد ظهور مومیایی های نذری بود که بعنوان هدایا به خدایان اعطا میشدند. این مومیایی ها احتمالاً در مراکز آئینی حضور می یافتند که بوسیله زائران خریداری شده و سپس در سردابه هایی که به این هدایا اختصاص داده شده به خدایان ویژه ای اعطا میشدند.

 

مومیایی مادر آپیس دربردارنده سر گاو ماده که در مدل گچ اندود جانور

 

 سوار شده.

 

در عصر یونانی- رومی تمام انواع خدایان اهمیت کسب می کنند و نتیجتاً حیواناتی که با هر کدام از خدایان مرتبط بودند مومیایی شده و بعنوان پیشکش به آن خدا تقدیم میشدند. بر خلاف حیوانات آئینی اینها از الوهیت باطنی برخوردار نبودند بلکه فقط هدایایی برای خدا بودند. مشهورترین سردابه ها مربوط به این مکانها می شوند: تونا الجبل که بخاطر خدای توث مقدس شمرده می شود ایزدی که  حیوانات لک لک و بابون به وی تعلق دارند ، آبیدوس با قبور لک لک وقبر سگها وشغالها مرتبط با  خنتی آمنتی و اوپوآوت که هردو ایزدانی از خانواده سگسانان اند ، بوباستیس که به خاطر ایزدبانو باستت مقدس است٬ انباشته از گربه های مومیایی شده که برخی شان بعنوان کود در قرن  نوزدهم به اروپا صادر شدند و سقاره با سردابه هایی برای خدایان متعدد ، همگی محتوی جانوران متفاوتی هستند.

 

 

 

بابونها نیز به خاطر توث تقدس داشتند مطالعه دی ان ای بابون برای

 

 جستجوی ویروس ایدز هم اکنون در حال انجام است.

 

 

 

 

تصویر اشعه ایکس از گربه مومیایی شده، لیورپول.

 

 

 این عصر در تاریخ مصر شاهد مومیایی هر مخلوق قابل تصوری بود مانند  ماده گاوها، گاوهای نر، گوسفند، گربه ها، سگها، بابونها، شغالها، لک لک ها، بازها، شاهین ها، ماهی از تمام گونه ها، کروکدیل ها، موشهای پوزه دراز، عقربها، مارها و حتی یک متن یونانی به گورستانی از شیرها در سقاره اشاره میکند. نادرترین آنها تخمهای مومیایی شده پرندگان و خزندگان و سوسکهای سرگین غلتان هستند، روشهای گوناگون مومیایی و باند پیچی کردن این جانوران جالب و بی هیچ مقصودی یک شکل هستند. مومیایی های شاهین و دیگر پرندگان شکاری متعلق به عصر اخیر تا زمانیکه باند پیچی شان باز شود بعنوان کودک انسان مورد شناسایی قرار می گرفتند، این به این دلیل بود که مومیا گران مومیایی را با توده انبوهی از باندها برای مشابهت با سایز بچه بسته بندی می کردند و ناحیه سر را با یک ماسک مقوایی از چهره یک انسان می پوشاندند. استعمال ماسک انسانی در دوره بعدی عصر یونانی- رومی متوقف می شود، با مومیایی لک لک و پرندگان شکاری نیز غالباً به همان گونه رفتار میشد. پرندگان قبل از اینکه با دقت باندپیچی شوند از پا گرفته و به داخل خمره ای از صمغ مایع فرو برده میشدند سپس به زائرانی که آرزومند بودند تا اینها را بعنوان پیشکش به خدایان اعطا کنند فروخته  شده و درون کوزه های سرامیکی بعضاً به تعداد 3 یا 4 عدد در یک کوزه گذارده میشدند که در سردابه ها قرار می گرفتند.

 تعداد کمی از لک لک های مومیایی شده بدنشان از امعاء واحشاء تهی میشد اما بنظر نمی رسد که این عمل یک قاعده کلی باشد. طبق تخمینی فقط در سقاره سالانه بیش از 000/10 پرنده در سردابه های لک لک و شاهین دفن میشدند. مشابه همتایان انسانی شان مومیایی های حیوانی نیز گاهی در عهد باستان جعل میشدند. بدلهایی که از پارچه ، پر، استخوان های متفرقه، آجر یا کوزه ساخته شدند به زیبایی باندپیچی شده و به زائران بدون ظن بعنوان پیشکش فروخته میشد، احتمالاً بسیاری از این بدلها در زمانی که تجارت کند پیش میرفت تولید شده بودند.

ماهی نیز مومیایی میشد و در گورستانهایی قرار میگرفت، این مومیایی ها در اندازه از چند سانتیمتر تا تقریباً 2 متر متغیر بودند. حفاران اولیه دو روش را پیشنهاد دادند اینکه آنها در محلولی از ناترون غوطه ور میشدند سپس در معرض هوا خشک شده و بعد باندپیچی میشدند و بعضاً دارای چشمانی نقاشی شده  بودند، یا  ممکن است در ناترون خشک بسته بندی شده و بعد  باند پیچی میشدند، تعیین آن دشوار است. بعضی از آنها شکمشان شکافته میشد بگونه ای که امعاء و احشاء نمایان شود، سپس با گِل و شن پر میشد تا شکل ظاهری اش  حفظ شود. ماهی های مومیایی شده در موارد خاصی جالب هستند زیرا بعضی شان از گونه هایی اند که دیگر در نیل مصر زیست نمی کنند. کروکدیلهای مومیایی شده  که به خاطر خدای سُبک تقدس دارند نیز در مصر معمول بودند، آنها احتمالاً با ناترون یا حتی نمک طعام آماده شده و بعد باندپیچی میشدند، آنها علائمی از خارج کردن امعاء و احشاء را نشان نمیدهند. برخی قبرها نه تنها شامل کروکدیل های جوان و بالغ بود بلکه تخمهایشان که محتوی جنین های قابل تشخیصی بودند را نیز در برداشت، در بعضی نمونه ها تعداد تخم ها به بیش از 50 عدد می رسید.

 

مومیایی کروکدیل، کروکدیل های مقدس در تمام اندازه ها اغلب مومیایی

 

میشدند دو گورستان اصلی آنها در فیوم و کُوم اُمبو قرار دارد.  

 

 مومیایی کروکدیلها اغلب با نی و استخوان جعل میشد. با وجود تعدادی بیشماراز این مومیایی ها این  پرسش در ذهن ایجاد میشود که آیا این حیوانات مشخصاً برای مومیایی شدن، پرورش میا فتند؟ و اینکه چگونه ذبح میشدند؟ با تعیین شمار بسیار زیادی از این حیوانات برای دفن شدن بعنوان پیشکش  اغلب در ظرف فاصله یکسال مطمئناً باید در مکانی برای تولید مثل پرورش میافتند. متاسفانه در مورد بیشتر مومیایی ها معلوم نیست که آنها چگونه کشته شدند، لک لک ها و پرندگان شکاری احتمالاً با فرو برده شدن در خمره های صمغ گداخته ذبح میشدند درحالیکه ماهی با خارج کردنش از آب می مرد. گرچه هنوز معلوم نشده است که این کار چگونه با سگها، بابونها و دیگر حیوانات صورت می گرفت. تنها پستاندارانی که مومیایی شان بدقت مورد آزمایش قرار گرفته است گربه ها هستند، مومیایی های گربه مربوط به دوره بطالسه در مجموعه موزه بریتانیا(اکنون در موزه تاریخ طبیعی)، در موزه هنرهای زیبای بوستون و بوباستیون در سقاره که با اشعه ایکس مورد بررسی قرار گرفته اند نشان میدهد برخی از آنها هنگامیکه گردنشان شکسته میشد خفه شدند، در حالیکه بقیه با ضربه به سر کشته شدند، بعضی شان مدارکی از ناترون یا نمک  را در مرحله تدارکشان نشان میدهند درحالیکه بقیه حاکی از استعمال صمغ است.

 مطالعات بیشتر بر روی مومیایی های حیوانی شامل آنهایی که هم اکنون در سقاره مورد کاویدن قرار می گیرند بایستی اطلاعات بیشتری در مورد اینکه چگونه حیوانات وحشی و اهلی میشدند و اینکه چگونه ذبح میشدند فراهم آورد.

  

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 2:26  توسط مهندس نائینی  |