هیروگلیف ها و هنر مصری

 

از گذشته های بسیار دور تاریخ مصری خط وهنر دو عامل غیرقابل تفکیک بودند. قبل از 3000 پیش از میلاد درست زمانیکه کاتبان درحال صورت قطعی دادن به استانداردها و علائم خط هیروگلیف بودند هنرمندان مشغول خلق قراردادهایی برای نمایش اشکال و اشیاء موجود در پیکرتراشی، نقاشی و حجاری بودند. نتیجتاً بیشتر آثار مصری از هنر در واقع فرمهای بزرگتر اشکال در هیروگلیف ها هستند. برای نمونه، فیگور یک مرد نشسته که بارها در پیکرتراشی و نقاشی به ظاهر میرسد مفهوم نگاشتی نیز برای" مرد" در ادبیات هیروگلیف است.

همانند خلق تصاویر در هنر توجه زیادی نیز در کشیدن هیروگلیفها بکار رفته بود. بنابراین تعجب آور نیست که دریابیم لغتی که در زبان مصری باستان وجود دارد به همان شکل برای خط ، ترسیم و نقاشی بکار رفته است.

در هیروگلیفهای مصری بعضی از تصاویر(مفهوم نگاشتها یا نشانه های حسی) خودِ موضوع کنونی را نشان میدهند مانند لغاتی که برای "سرزمین" ، "پیشکش" و "عصای سلطنتی" بکار می روند. هرچند تعدادی از لغات مانند "زندگی" ، "قدرت" ، "عدالت" ، "فهمیدن" و "محافظت کردن" نمی توانند با تصاویر شرح داده شوند.

برای نوشتن چنین کلماتی مصریها از روش معمای مصور استفاده کردند، که تصاویر اشیاء را نه برای دلالت کردن این چیزها بر خودشان بلکه قرارگرفتن برای دیگر کلمات، یا بخش هایی از لغاتی که آنها را صدادار میکنند نشان میدهد (این قبیل نشانه ها آوا نگاشت ها یا نشانه های آوایی نام دارند). بعنوان مثال هیروگلیفی که شبیه یک اردک وانمود میکند صدا برای لغتی است که معنی

"فرزند پسر ((son" را میدهد، تصویر یک سبد صدایی است که معنی "ارباب" را میدهد و یک سوسک سرگین غلتان نمایانگر صدایی است که "بوجود آمدن" را معنا میدهد. وقتی این گلیفها بمنظور نمایش دادن یک اردک ، سبد یا سرگین غلتان واقعی به جای صداها بکار روند معمولاً با یک حرکت(خط) واحد" ا " دنبال میشوند.

بیست وچهار هیروگلیف نماینده تک صداها هستند که مصریان از آنها استفاده می کردند درست مانند روشی که حروف الفبای ما مورد استفاده قرار میگیرند.

همگی آنها صامت اند. گلیفهای دیگر نماینده ترکیبی  از حروف صامت دو یا سه تایی هستند. نشانه های  تک صدایی اغلب بعنوان مکمل هایی برای نشانه های دو یا سه صدایی استفاده میشوند. مصریها مصوت ها را نمی نوشتند.  برای تلفظ لغات مصری ما اغلب  صداهای e  (ـــِــ) یا a (ا) را بین صامت ها بکار میبریم. به این دلیل که صدای حقیقی مصوت ها ناشناس است از اسامی مصری چندین املاء مختلف در زبان انگلیسی وجود دارد. بعنوان مثال گرچه در بعضی منابع شما املای مکتره را بصورت  meketre میابید در دیگر منابع ممکن است املایی متناوب از آن را بصورت mekutra ببینید. در پایان بیشتر لغات، مصری  ها عبارتی موسوم به تعیین کننده را قرار می دادند. این عبارت مفهوم نگاشتی است که معنی یک لغت را توضیح میدهد. برای مثال بعد از هِمِت hemet  (همسر) فیگور یک زن نشسته وجود دارد. از وقتیکه هیروگلیف ها تنها صامت ها را نمایش میدهند، تعیین کننده ها برای فرق گذاشتن بین لغاتی که صامتهای مشابه ولی مصوتهای متفاوتی دارند بکار می روند. تعیین کننده ها تلفظ نمی شوند.

بمنظور درست نوشتن، کاتبان مصری نیاز داشتند تا تقریباً از هفتصد هیروگلیف آگاهی داشته و قادر باشند آنها را بطور واضحی رسم کنند. در اسناد موجود بر روی پاپیروس، که معمولاً با حروف پیوسته نوشته شدند کاتب از راست به چپ می نوشت. هرچند هیروگلیف ها میتوانند از هردو جهت راست به چپ یا از چپ به راست نوشته بشوند و بر روی حکاکی ها و نقاشی های دیواری اغلب در هر دو جهت نوشته شده ظاهر می شوند. برای آگاهی از اینکه از کدام طرف آغاز کنید به طرزی که اشکال حیوان وانسان  روی گردانده اند توجه کنید واز سمتی بخوانید که بسوی چهره شان است. برای مثال اگر یک حیوان به سمت راست رو کند خواندن را از راست آغاز کنید. سطرهای هیروگلیف در هردو جهت افقی و عمودی می توانند مرتب شوند. همه این تغییرات هنرمندان را قادر می ساخت تا نوشته ها و اشکال را به طرق زیادی با یکدیگر ترکیب کنند. هیروگلیف لغتی است یونانی. یونانی ها این فرم از نوشته را اساساً بر دیوارهای معابد مصری دیدند، بنابراین  این نام را به نمادها دادند که بمعنای نشانه های مقدس است. نسخه  دستنوشته هیروگلیفها در دوران یونانی ها اصولاً بوسیله کاهنین استفاده میشد بنابراین نام یونانی هیراتیک (کاهنی) به آن داده شد، هرچند این شیوه نوشتن روش متداولی در طول بیشتر تاریخ مصری بود.

 

بعضی از هیروگلیفهایی که بدفعات استفاده شدند

 

توجه کنید که در شرحیاتی که دنبال می کنید هیروگلیفهایی که در سمت چپ قرار دارند باید از راست خوانده شوند و بالعکس.

 

 

هیروگلیفهایی که برای تعیین هویت شاهانه بدفعات

استفاده شدند